part 2

285 Words
#Part2 باورم نمیشد همچین چیزی دارم می‌شنوم دزدکی از پنجره رفتم بیرون بعد رفتم جلوی در و در زدم رفتم داخل جانگ می:سلام دخترم خسته ای؟ یونا:آره جانگ می:الان برات یکم دمنوش میریزم میارم یونا:باشه خاله تو اتاق منتظرم فک کرده من نمیدونم میخواد چیکار کنه دارم برات هانول رفتم اتاق بعد چند دقیقه دمنوش رو آورد داخل اتاق و رفت منم سریع دمنوش رو دستم گرفتم و به سمت اتاق هانول راهی شدم تق تق هانول:بیا داخل رفتم داخل روی صندلی نشسته بود و به بیرون خیره شده بود دمنوش رو روی میز تختش گذاشتم یونا:این رو خودم درست کردم و گفتم بیارم شما نوش جان کنید هانول مشکوک بهم یه نگاه انداخت و اشاره کرد برم بیرون رفتم داخل اتاق خودم و روی بالشت سر گذاشتم و کم کم خوابم برد جانگ می:یونا یونااا بلند شووو با سردرگمی بیدار شدم یونا:چی شده؟ جانگ می:خانم هانول مسموم شدن نقشم گرفت ولی هیچی نشون ندادم و بلند شدم با نگرانی یونا:چییی یعنی چییی چرا با عجله رفتم داخل اتاقش مین جی به من زل زده بود یونا:وای خانم خوبید؟ مین جین:کار تو بود نه؟ یونا:چی داری میگی مگه مرض دارم رو به جانگ می ادامه دادم یونا:به آمبولانس زنگ بزنید جانگ می:چشم آمبولانس اومد و بردش خواستم برم تو اتاقم که مین جی بازومو گرفت یونا:آخ چته روانی ولم کن مین جی:تو این کارو کردی؟ یونا:نه کار من نیست چرا باور نمیکنی دستمو کشید و برد داخل اتاقم مین جی:اون دارو کجاست؟ با خونسردی جواب دادم یونا:میتونی کل اتاقم رو بگرد.... با سیلی که بهم زد حرفمو قط کرد یونا:چرا اینطوری میکنی مین جی(با لحن تند)همه داخل مدرسه بخاطر رفتارات منو مسخره میکنن چرا تمومش نمیکنی این مسخره بازیارو؟ *****منتظر پارت بعد باشید****
Free reading for new users
Scan code to download app
Facebookexpand_more
  • author-avatar
    Writer
  • chap_listContents
  • likeADD