#Part2
باورم نمیشد همچین چیزی دارم میشنوم دزدکی از پنجره رفتم بیرون بعد رفتم جلوی در و در زدم رفتم داخل
جانگ می:سلام دخترم خسته ای؟
یونا:آره
جانگ می:الان برات یکم دمنوش میریزم میارم
یونا:باشه خاله تو اتاق منتظرم
فک کرده من نمیدونم میخواد چیکار کنه دارم برات هانول
رفتم اتاق بعد چند دقیقه دمنوش رو آورد داخل اتاق و رفت منم سریع دمنوش رو دستم گرفتم و به سمت اتاق هانول راهی شدم
تق تق
هانول:بیا داخل
رفتم داخل روی صندلی نشسته بود و به بیرون خیره شده بود دمنوش رو روی میز تختش گذاشتم
یونا:این رو خودم درست کردم و گفتم بیارم شما نوش جان کنید
هانول مشکوک بهم یه نگاه انداخت و اشاره کرد برم بیرون رفتم داخل اتاق خودم و روی بالشت سر گذاشتم و کم کم خوابم برد
جانگ می:یونا یونااا بلند شووو
با سردرگمی بیدار شدم
یونا:چی شده؟
جانگ می:خانم هانول مسموم شدن
نقشم گرفت ولی هیچی نشون ندادم و بلند
شدم با نگرانی
یونا:چییی یعنی چییی چرا
با عجله رفتم داخل اتاقش مین جی به من زل زده بود
یونا:وای خانم خوبید؟
مین جین:کار تو بود نه؟
یونا:چی داری میگی مگه مرض دارم
رو به جانگ می ادامه دادم
یونا:به آمبولانس زنگ بزنید
جانگ می:چشم
آمبولانس اومد و بردش خواستم برم تو اتاقم که مین جی بازومو گرفت
یونا:آخ چته روانی ولم کن
مین جی:تو این کارو کردی؟
یونا:نه کار من نیست چرا باور نمیکنی
دستمو کشید و برد داخل اتاقم
مین جی:اون دارو کجاست؟
با خونسردی جواب دادم
یونا:میتونی کل اتاقم رو بگرد....
با سیلی که بهم زد حرفمو قط کرد
یونا:چرا اینطوری میکنی مین جی(با لحن تند)همه داخل مدرسه بخاطر رفتارات منو مسخره میکنن چرا تمومش نمیکنی این مسخره بازیارو؟
*****منتظر پارت بعد باشید****